تبليغاتX
از...مالزی
درباره مالزی
سلام

همونطور که من هشت ماه قبل پیش بینی کرده بودم رفتیم که بازی ایران در برابر مالزی رو ببینیم بازی در استادیوم بوکیت جلیل کوالالامپور بود که ورزشگاه زیباییه ولی زمین فوتبالش کوچیکه!

 

 

استادیوم نسبتا خلوت بود چون مالزیایی ها که حذف شده بودند و در بازی های قبل جمعا 10 گل خورده بودند.تعداد ایرانی ها هم کمتر از بازی با چین بود ولی خوب نکته جالب خوشحالی دختر خانوم های ایرانی بود که بالاخره تونستن استادیوم اومدن رو تجربه کنن (چون تو ایران قدغنه)!

 

ما هم امیدوار بودیم که ایران با تفاضل گل زیاد مالزی رو بزنه تا تیم اول بشه و در اینصورت بازی یک چهارم نهاییش هم باز تو مالزی باشه و ما باز بتونیم بریم استادیوم.

 

خلاصه با صورت های رنگ کرده رفتیم و نشستیم ولی خوب همونطور که انتظار میرفت ایران افتضاح بازی کرد و شانس ما دروازه بان مالزی هم اونروز شده بود "داسایوف" و همه ی توپ های هوایی رو جمع میکرد! البته تیم بدشانسی هم اورد و سه چهار تا شوت بچه ها به دیرک خورد

نکته جالب این بود که مالزیایی ها بشدت از اول تا اخر تیمشون رو تشویق میکردند انگار نه انگار که تیمشون با نتایج ضایع حذف شده!

 

به هر صورت به ضرب و زور پنالتی و اینحرفها 2-0 پیروز شدیم! باز خدارو شکر! ولی خوب از اونطرف ازبکستان حسابی حال داد و برخلاف انتظار سه تا به چین زد تا تیم ما اول بشه و بازی بعدی هم در کوالالامپور باشه و ما هم خوشبحالمون.

 

بعد بازی هم مالزیایی ها مثل اینکه نفهمیدن چی شده و فکر کردن بردن و صعود کردن احتمالا جدول رو از پایین به بالا میدیدن! چون شروع کردن به خوشحالی و اواز خوندن و زدن و رقصیدن!

 

برای تماشای بازی، سام درخشانی و کامبیز دیر بازو چنتا هنرمند دیگه هم اومده بودن.که طبق معمول جماعت حمله کردند برای عکس گرفتن با اینها ما هم که همیشه فکر میکنیم یه کاری رو که همه انجام میدن حتما درسته یعنی اگه همه رفتن تو چاه ما هم باید بریم! پس به ناچار برای اینکه از غافله عقب نمونیم رفتیم چنتا عکس هم با این بازیگر ها گرفتیم.بعد من از سام پرسیدم تو که همیشه تو زندونی!چطور اومدی بیرون؟ گفت تحت الحفظ با مامور!

خیلی جالبه روزگاره دیگه!کسایی که تا پارسال پیرارسال هیچکس نمیشناختشون الان براشون چی میکنن!

 

 

بعد پایان بازی هم تو غرفه سامسونگ ایرانی ها بزن و بکوب و برقص راه انداختن و یک خواننده هم بود که برامون میخوند از اهنگهای منصور گرفته تا اهنگهای خارجی  و همه میرقصیدن و در این وسط رقص با اهنگ "فراریم فراری" منصور خوب معنا های خاص خودش رو داشت.

تا بعد بای بای.

 

+ نوشته شده در  2007/7/19ساعت   توسط فیلسوف  | 

سلام

 

تازگی به سلامتی مد جدیدی به بازار اومده اون هم سفر به مالزی برای گرفتن دکترا یا فوق لیسانس هستش من نمیدون چرا خیلی ها معلوم نیست روچه حسابی رو حرف کی با چه ایده ای و تفکری فکر میکنن درس خوندن اینجا راحتتره!

 

 

نه عزیز من درس خوندن تو دانشگاههای اینترنشنال دولتی مالزی به این سادگی ها هم نیست!حالا ممکنه بعضیها فکر کنن بعله داره کلاس میزاره ! خوب فکر کنن!میتونید ازدانشجوهای اینجا بپرسید درسخوندن راحته اینجا یا نه؟

 

کوچکترین مشکلتون اینه که شما باید زبان انگلیسی در حد خوب بلد باشید چون استادهای اینجا همه از امریکا یا انگلیس فارغ التحصیل شدن و رو زبان بلد بودن دانشجوشون حساب میکنن.

خیلی ها فکر میکنن پاشن بیان اینجا زبان یاد میگیرن ولی این فکر غلطیه چون مالزی کشور انگلیسی زبان نیست.

 

بودن کسایی که با انگلیسی خیلی ضعیف اومدن اینجا و هیچ استاد راهنمایی قبولشون نکرده و موندن معطل!. بعد تازه همه درس ها رو باید به انگلیسی بخونید و کلی هم تکلیف و پروپوزال و چیزهای دیگه به انگلیسی بنویسید و تحویل بدید! مگه چند نفرتون ممکنه مثل این برادرم شانس بیارید که یه برادر خوب و مسلط به انگلیسی (یعنی من) نصیبش بشه که کمکش کنه؟تازه این برادرم زبانش در مقایسه با خیلی ها توپه!

 

ضمنا اینجا راحت نمره نمیدن ترم پیش که پدر همه رو در آوردن! رو پروپوزال (طرح تز ) و تز هم خیلی گیر میدن ده بار باید بری پیش استاد راهنمات و بیای تا بهت یهok ی نصفه نیمه بده.

 

خلاصه به این سادگی ها هم نیست. حتما یکی دوسال حداقل وقت بذارید انگلیسیتونو تقویت کنید

خلاصه از ما گفتن بود.

زیادم پیروی مد نباشید.

بای  

+ نوشته شده در  2007/7/10ساعت   توسط فیلسوف  |