
در مالزی انواع و اقسام بانکهای خصوصی و دولتی با اسمهای مختلف و عجیب و غریب رو میتونید پیدا کنید بانکهای چینی ، اسلامی ، غیر اسلامی و از اینجور چیزها
بانکها تو مالزی شیک و تقریبا میشه گفت خلوت هستند و برای همین کارهای بانکی سریع انجام میشه علت اصلیش هم اینه که اینجا خیلی از کارها رو میشه با اینترنت و ماشین های به اصطلاح خودپرداز (ATM) انجام داد و مردم اغلب از این روش مدرن استفاده میکنن. مثلا تمام پرداختهای قبوض اب و برق و تلفن و شهریه دانشگاه و حتی پرداخت اجاره خونه و خردید شارژ موبایل و به حساب گذاشتن و برداشتن پول، از طریق اینترنت و ATM قابل انجامه حتی با این دستگاهها میشه چک رو هم نقد کرد!
تو ایران هم تازگی خدمات مشابهی ارائه شده ولی متاسفانه چون خیلی از شهروندان توانایی استفاده از تکنولوژی روز رو ندارن از همون روش بدوی استفاده میشه و برای همین بانکهای ما شانزه لیزه اس!
تو مالزی همه بانکها مجهز به سیستم شماره دهی (نوبت) هستند و معمولا یکنفر مسوله که شما رو در مورد پر کردن فیش ها یا کار با ATM راهنمایی کنه. تو اکثر بانکها کارمندان خوش لباس و شسته رفته هستند و لباس فرم مخصوص دارن مثلا همه کت و شلوار و کراوات یک شکل و یکرنگ استفاده میکنند و خوش برخورد هستند.
در بیشتر بانکها با استفاده از ماشین ATM یا اینترنت نمیشه بیشتر از روزی 3000 رینگیت برداشت کرد یا انتقال داد و برداشت یا انتقال مبالغ بیشتر باید از طریق خود بانک بصورت حضوری انجام بشه.
حتما وقتی میرید بانک تا بطور حضوری کار بانکی انجام بدید پاسپورت یا کپی برابر اصل یا کارت مهاجرت همراه داشته باشید. اگه کارت یا دفترچه بانکتون گم شد یا اگه دستگاه کارتتونو خورد حتما سریعا به همون بانک مراجعه کنید تا اونها رو باطل کنن و براتون جدیدشو صادر کنن.
اما بانکهای معروف تر مالزی حداقل بین ایرانی ها:
CIMB BANK
این بانک پرطرفدار ترین بانک بین ایرانی ها یا حتی میتونم بگم بین خود مالزیایی هاست و بیش از 5.3 ملیون مشتری داره! علتش رو هم من دقیق نمیدونم! این بانک زیر نظر گروه CIMB که دومین ارائه دهنده بزرگ سرویس های مالی در مالزیه و در سنگاپور و تایلند و اندونزی هم فعالیت میکنه اداره میشه
AMBANK
بهترین نوع مستر کارت و ویزا کارت رو این بانک ارائه میده که راحت میشه با اونها از اینترنت خرید کرد.
MAYBANK
بزرگترین بانک و گروه مالی در مالزی که در 8 کشور شرق اسیا فعالیت میکنه.
خوب دوستانی که به اینجا سر میزنید اگه در مورد زندگی تو مالزی سوال خاصی به نظرتون میرسه بگید تا بگم.
اول باید بگم که متاسفانه این خصیصه اکثر ایرانیهاست که ذهنشون فقط قادر به درک صفر و یک از پدیده هاست و فاقد توانایی درک حالات متناهی به حدود فیمابینه. مثلا سریعا لپ تاپ رو با چرتکه و استین حلقه ای رو با یقه بسته مقایسه میکنند و از درک حالات ممکن فیمابین واصلا مفهوم سمبلیک موضوع عاجزند.
اتفاقا همین خصیصه صفر و یکی اکثر مردم یا بعبارتی ذهن فاقد قدرت تحلیل باعث شده که کشور ایران با این وسعت و جمعیت و منابع جزء کشور های عقب مونده* جهان باشه و از کشور های نو پایی مثل مالزی هم عقب بیفته.
باری، طبق معمول خیلی ها به متن نوشته شده بسیار سطحی نگاه کردن و بخاطر همون خاصیت ذهنی صفر و یکی از درک مفهوم اصلی که همون جنبه روانکاوی سمبلیکی قضیه بود عاجز موندن. متن من یک تحلیل روانشناسانه سمبولیک بود. ساده بگم همونطور که شما وقتی کسی که لباس شاد رنگارنگ بپوشه میفهمید خوشحاله یا ریش نزده و لباس تیره سمبل سوگه بهمین شکل میشه سمبلیسم و روانشناسی رو در شناخت افراد حاضر در یک مجموعه جدید بدنبال تغییر وضعیت ثابت و معمولا بلند مدت پیشین بکار برد (حالا بحثش طولانیه که در محدوده عقل خیلی ها هم نمیگنجه من به ساده ترین شکل گفتم همه بفهمن).
محکومیت حس جوگیری یا نوع پوشش و یا مقایسات غیر متناسب استین حلقه ای و تکنولوژی، سطحی ترین نوع برداشت از این نوشته بود که تنها حاصل ذهن تک بعدی و فاقد قوه تحلیل بسیاری از ایرانیان است و بس! نوشته من متنی بود که با بکار گرفتن سمبولیزم بشکلی عمیق و ظریف، وضعیت فعلی خیل عظیم ایرانیان مهاجرکه بنابر شرایط موجود ناچار به ترک وطن شده وتا حدودی تحت تاثیر همان شرایط و عمدتا تحت تاثیر یک عامل ذاتی مشترک، اعمال و واکنشهای خاص و غالبا مشخصی رونشون میدن از جنبه روانشناسی بررسی کرد.
متاسفانه در اثر رشد روز بروز تعداد وبلاگهای بی محتوی و هجونگار مالزی نویس که در راستای سیل مهاجرت بی ظابطه ایرانیان قرار داره این مشکل برای بسیاری از وبلاگ خوان ها پیش اومده که با برخورد به این وبلاگ بدنبال پیش ذهنیت شکل گرفته از بی محتوایی وروزمره نگاری حاصل از بسیاری از وبلاگهای مذکور، از دقت وتفکر در عمق و محتوای نگاره های یک " فیلسوف " عاجز بمانند. والسلام
(اگر نظری دارید در پست قبلی مرقوم بفرمایید)
*از الان و قبل از اینکه یک عده بیان وباعقاید بدوی ترایبلیزمی بگن ایران که عقب مونده نیست و این حرفها- بگم که کشور پیشرفته بر طبق شاخصه های جهانی کشوریه که: آب و برق و بنزینش جیره بندی نباشه، مردمش امکان دسترسی به تکنولوژی روز منجمله اینترنت پر سرعت و ماهواره رو داشته باشن، سیستم حمل و نقلش استاندارد باشه و حداقل جاده هاش امار بالای تلفات نداشته باشه، اقتصادش ورشکسته نباشه ودر راستای تقویت صنایع داخلی حرکت کنه نه واردات از چین! دموکرات و مردم محور باشه، مردم به قانون (پلیس) پناه ببرن نه اینکه ازش بترسن و فرار کنن! با توجه به این معیار ها دیگه هر عقل سلیمی میتونه به نتیجه برسه باشه که ایران عقب مونده هست یا نه.
اینجا هم که چند وقته شده محل عیاشی بچه مچه های 16-17 ساله که برای فرار از سربازی و کمی آزادی و به بهانه کالج زبان میان دو سه سالی پول به باد میدن و غالبا برمیگردن به اغوش میهن! جوگیر شدن این رنج سنی حالا شاید قابل توجیه باشه. البته جوگیر شدن فقط شامل این گروه افراد نمیشه و محدوده سنی بسیار فراتر از اون- از 14 سال تا 70 سال- رو شامل میشه. البته منظوره همه نیست بلکه خیلی هاست!

خب حالا شما اگه قراره بیاید اینورا و سعی دارید که شدیدا جو گیر بشید که نشون بدید اومدید خارج باید از یکسری اصول پیروی کنید برای همین من راهنمای کامل جو گیر شدن رو براتون اماده کردم. مواد لازم:
آستین حلقه ای + شلوارک
مهمترین ابزار جو گیر شدن پوشیدن فی الفور آستین حلقه ای و شلوارک به محض ورود به مالزیه! بهتره با خودتون از ایران بیارید و تو هواپیما دم دمای رسیدن یا تو خود فرودگاه مالزی سریع به تن کنید. شما هرجا که میرید باید با آستین حلقه ای و شلوارک برید.
کوله + لپ تاپ
حتما باید یک کوله بیست و چهار ساعته و هرجا که میرید بهتون اویزون باشه این قضیه پیر و جوون هم نمیشناسه اتفاقا در این مورد مسن ها جو گیر تر هستن و بابا بزرگ هایی که به استناد مصرع "زگهواره تا گور..." بدنبال مدرک مستر و دکترا راهی مالزی شدن بیشتر جوگیرمیشن و کوله رو همیشه همراه دارن! حتما باید یک لپ تاپ در کوله داشته باشید و به محض اینکه برای خوردن نوشیدنی یا غذا و یا حتی رفع خستگی در محلی توقف کردید فورا لپ تاپ را از کوله در اورده و در اینترنت الکی به گشت و گذار مشغول بشید! چون اینجا در خیلی از مناطق خصوصا فروشگاهها و رستوران ها میشه از اینترنت وایرلس مجانی استفاده کرد . دیگه اگه میخاید جوگیریتون رو دابل نشون بدید به یک فست فود مک دونالد برید و در حالی که دارید همبر سق میزنید و با نی پپسی میخورید وانمود کنید همه حواستون به وب گردی هستش.
ام پی تری!
شما باید همواره "ام پی تری پلیر" تو گوشتون باشه و حتی یک لحظه هم از گوش دادن به آهنگ غافل نشید حتی اگر ام پی تری رو خاموش کردید نباید گوشی رو از گوشتون در بیارید خوب حالا کم کم به یک کاراکتر جوگیر ایده ال نزدیک شدید. با استین حلقه ای و شلوارک و کوله بر پشت و ام پی تری در گوش در حال قدم زنی در خیابون های کی ال! ترجیحا مدل موهاتون جوجه تیغی یا خروسی باشه با روغن اضافه!
دوست دختر چینی!
این قضیه بیشتر مربوط به همون بچه های 16 -17 ساله کالج زبانه! شما باید هرچه سریعتر یه دوست دختر چینی پیدا کنید ! حالا مهم نیست که شبیه میمونه یا شامپانزه! فقط باید چینی باشه. تو کالج زبانتون مورد خوب از این دست بسیار خواهد بود! ایشون رو توجیه کنید که هنگام قدم زدن در شاپینگ مال ها حتما باید به شما بچسبه!
ثبت نام در کلاس بدن سازی
از اینجا به بعد دیگه کم کم وارد مرحله اختلاط "جوگیر شدن" و "جواد شدن" میشیم! ما که خداروشکر مردمانی هستیم که به پرورش بدن خیلی بیشتر از پرورش ذهن اهمیت میدیم! اینجا چون کلاس های بدن سازی مختلطه شما سریع جو گیر شده و باید برید تو یکی از این کلاس ها ثبت نام کنید! بقول سعدی "همی میردت عیسی از لاغری...تو در بند آنی که خر پروری!" گوش دادن به ام پی تری موقع وزنه زدن یادتون نره!
خال کوبی!
شما که استین حلقه ای پوشیده و بدن سازی هم میرید بالاخره باید اون عضله های بیمصرف بیشتر جلب توجه کنه! به همین منظور حتما خال کوبی کنید! تو مالزی مغازه های خال کوبی به وفور پیدا میشه شکل و اندازه خال کوبی شما هم مستقیما به درجه جواد بودنتون ربط داره!
خرید ماشین کمبارا
این مرحله دیگه اوج تلفیق جوگیر شدن و جواد شدن هست! خرید ماشین شاسی بلند – البته از نوع کمبارا چون با 5 -6 ملیون میشه دست چندمشو خرید و خوب برای خیلی ها اسباب ذوق زدگیه که با این مبلغ شاسی بلند سوارشن! کسایی که رنگ ماشین شاسی بلند رو تو خواب هم به زور میدیدن و سواری با "پراید" دیگه آخر شوق و ذوقشون بود، پراید 5-6 ملیونیشونو تو ایران فروختن و اومدن اینجا ماشین کمبارا خریدن و حال دنیارو میبرن! دیگه فکر میکنن صاحب کل کوالالامپور و حومه شدن ! تمام عقده های نهفته چندین ساله با سوار شدن به کمبارا بروز میکنه و دیگه کی میره اینهمه راه رو! البته باز میگم سوء تفاهم نشه ! من منظورم همه نیست ها! فقط 99% اینطورین! خلاصه مالایاییها سر همین قضیه کار و بارشون سکه شده ! ماشینهای درب و داغونشونو میندازن به ایرانی های خوشحال ! هردو طرف معامله هم خوشحال! حالا بسته به جیبتون اگه بتونید یه سیستم "دوپس دوپس" مشتی هم رو ماشین ببندید که دیگه میشه نور علا نور و حق اعلی جواد بودنو بجا اوردین. دیگه با شنیدن دوپس دوپس از دو کیلومتری همه میفهمن راننده ماشینی که در راهه ایرانیه!
خب دیگه اینها اصول اولیه جوگیر شدن بود امیدوارم بدردتون بخوره هرچند دیگه همه با این فنون ! آشنایی کامل دارن...خیلی وقته...
چند روزه که در مالزی هم قانون چاپ عکس های چندش اور روی بسته های سیگار سفت و سخت به جریان افتاده. شرکتهای تولید سیگار باید عکس های بیماری های ناشی از سیگار رو روی بسته های سیگار چاپ کنن تا به خیال خودشون مردم با دیدن این عکس ها متنبه شده و از خرید و مصرف سیگار دست بردارن. جهت تنوع! از عکسهای متفاوتی هم استفاده کردن یکی از یکی حال بهم زن تر! من این قضیه رو قبلا تو سنگاپور هم دیده بودم و فکر کنم تو خیلی از کشور ها اجرا میشه. ولی خب بطور حتم تاثیر چندانی نخواهد داشت! من خودم از چندتا مالایی پرسیدم تاثیری داشته؟ خندیدن گفتن بینیم بابا!
یکسری که بی خیال اینجور چیزها هستن و بی توجه به عکس های روی بسته، اسموکینگ خودشون رو ادامه میدن! یکی از دوستهای ما هم که یکم بچه حساسیه! بعد از خرید هر بسته ، عکس دلخراش رو با نوار چسب کدر میپوشونه!

خلاصه فقط یه هزینه اضافی به این شرکت های تولید سیگار برای چاپ این عکس ها تحمیل کردند و دیگر هیچ!
سلام
یکراست میرم سر اصل مطلب. امسال هم به مناسبت نوروز کاری از مهران مدیری داره پخش میشه به اسم مرد دو هزار چهره که ادامه مرد هزار چهره سال پیشه . ولی وجود رد پای کپی برداری در این سریال کاملا تامل برانگیزه.

خود تم کلی داستان که گفته میشه از کتاب یک نویسنده کشور ترکیه گرفته شده که هیچ... اما دو شب پیش که قسمت دوم سریال مرد دو هزار چهره رو دیدم متوجه شدم که خیلی از قسمت های خنده دار داستان کاملا کپی برداری شده از فیلم های کمدی خارجیه! مثلا اون قسمتی که شصتچی برای کار به یک اداره میره و تو راه پله با یک متقاضی دیگه سر زودتر رسیدن گلاویز میشه و وقتی که میرسن به محل مصاحبه با صف طویلی از متقاضی ها روبرو میشن و اینکه رییس اداره اونو میشناسه و خارج نوبت میبرتش تو همه کپی برداری از فیلم fun with dick and jane با بازی جیم کری بود! یا مثلا ادا اطفار هایی که شصت چی پشت شیشه آینه ای اطاق باز جویی در میاره و حتی مکالمه بین پلیس ها که یکیشون میگه این مارو گذاشته سر کار اونیکی میگه نه داره بازی در میاره همه از فیلم سفر مستر بین به آمریکا که تو تلوزیون ایران هم پخش شده برداشته شده بود!
البته در اینکه اقای مدیری بازیگر طنز توانایی هستند شکی نیست شاید هم کپی کاری کار نویسنده های این برنامه باشه. اما به هر صورت آدم به این فکر می افته که ما ایرانی ها که اینهمه ادعامون میشه که جزء با هوش ترین ها هستیم و کارمون درسته و این حرفها، یعنی بهترین طنز پردازان ما نمیتونن سالی یکبار از خودشون ایده بدن و از فیلم های آمریکایی ایده کش نرن؟
صحنه مشابه در فیلم جیم کری:
http://www.youtube.com/watch?v=Nao0eBZSNQw
صحنه مشابه در فیلم مستر بین
http://www.youtube.com/watch?v=nRh_4KEnNj8